ساعت ۱:۳٤ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٥ تیر ۱۳۸٦ : توسط :

               دل بی قرار دیدنت شاید...


 
شهر در امن و امان است...
ساعت ٧:٥٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٦ تیر ۱۳۸٦ : توسط :

       از دیروز عصر زمزمه هایش را شنیده بودم اما فکر نمی کردم چندان جدی باشد اما همین که خبرش منتظر شد فهمیدم باز هم خواب تازه ای دیده اند برایمان....

بلاخره پس از ماهها کش وقوس بنزین سهمیه بندی شد و ما توانستیم موجودیت خود را به عنوان یک ابرقدرت در حال توسعه به جهانیان ثابت کنیم و مشت محکمی بر دهان یاوه گویان بزنیم! پس الان بر همه شهروندان واجب است دست افشان و پایکوبان غزل بخوانند و فریاد شادی سر دهند دیگر چه فرقی می کند که کارت هوشمند ماشین تو از ماهها قبل هنوز به دستت نرسیده! یا به قول آن خانمی که امروز برایم درد دل می کرد کارتت از جنوب کشور به شمال رفته است و باید شال و کلاه کنی و به دنبالش بدوی؟

دیگر چه فرقی می کند که با هزار بدبختی و هزینه ماشینت را دوگانه سوز کردی و به خیال خودت گامی برای صرفه جویی در مصرف سوخت و حفظ محیط زیست برداشته ای اما الان در شهری زندگی می کنی که حتی يك پمپ گاز  ندارد و تو بايد يادت باشد روزي ۲ ليتر بيشتر مصرف نكني؟ نگران نباش تا سر كوچه مي تواني با ماشينت بروي از آنجا به بعد هم تاكسي بگيري!!

ديگر چه اهميتي دارد كه پدر معلولت بايد هفته اي چند بار براي درمانش به ادارات و بيمارستان رفت و آمد كند ولي سهميه ماشينش جوابگوي حتي دو سه روز رفت و آمد او نيست! يادت باشد پدرت حتي با آژانس هم نمي تواند به بيمارستان برود چون امروز بسياري از آژانسها هم به خاطر كمبود سهميه كار را تعطيل كرده اند!

اما همه اينها به اندازه غم چشمان آن مردي كه در حين مسافرت با خانواده اش در شهري غريب گرفتار سهميه بندي بنزين شده بود  و نگران كودك خردسالش بود كه در گرما بيمار نشودو التماس مي كرد تا حداقل به نوعي او را به شهرش برسانند سنگين نيست ( هرچند به همت برخي مسئولين دلسوز امروز او تنها كسي بود كه مشكلش حل شد و وقتي مي رفت گفت: دعايتان مي كنم وقتي به امام رضا رسيدم...)

شايد امروز اتفاقات ديگري هم افتاده باشد مثل آتش زدن جايگاهها توسط مردم خشمگين، شكستن شيشه ها توسط برخي فرصت طلبها و موج عظيم نارضايتي مردم كه اگر همينطور پيش برود شرايط نگران كننده اي را خواهد آفريد...

اما شما اصلا نگران نباشيد ...شهر در امن و امان است و به زودي همه مشكلات شما حل خواهد شد ...عده اي شبانه روز در انديشه حل مشكلات ما هستند و از اين بابت خواب به چشم ندارند!!

آسوده بخوابيد كه فردا روز ديگري است!