ساعت ٥:٤٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٥ خرداد ۱۳۸٧ : توسط :

 

خدایا شکرت که همه مشکلات بشریت را اینقدر خوب حل کرده ای!

خدایا شکرت که دیگر سیاست و نرخ برنج و پودر ماشین لباسشویی دغدغه مرد نیست و الان همه فقط یک درد دارند و آن هم شوهر دادن من است!!

از روزی که دست چپ و راستم را شناختم همیشه برای همه مهم بودم هی می گفتند درس بخون ایشالا بری دانشگاه خانوم دکتر بشی که من هم حال دادم به همه آرزوهاشون رفتم روزنامه نگاری خوندم و شدم به قول مادربزرگ روزنامه چی!

بعدش هم هی گفتند ارشد امتحان دادی؟‌حیفه درستو نصفه نیمه ول نکنی! ما هم رفتیم قبول شدیم

بعدش هی گفتند کار گیر نیاوردی؟‌الهی بمیرم ناراحت نباش عزیزم پیدامیشه ما هم گفتیم دلشون نسوزه رفتیم استخدام شدیم یه گوشه کناری به امید اینکه دیگه موردی واسه گیر دادن ندارند حالا مدتیه بقال و چقال و ننه و عمقزی هر وقت می بینند ما رو نیششون تا بناگوش باز میشه که ایشالا کی شیرینی می خوریم؟ من هم هر چی فکر می کنم که توی این سالها چندین بار به مناسبتهای مختلف شیرینی دادم؟‌انگار حسابش از دستم در رفته!

اما تازگیها توی خونه هم از اون زمزمه ها در امان نیستیم!

دیروز بعد ٢ ماه اومدم خونه هوایی تازه کنم که همسایه بالایی تو کوچه پرسید ایشالا به سلامتی کی عروس میشین؟! و من هر چه بیشتر می اندیشم نمی دانم چه جایی تنگ شده با این موجود ۵٠ کیلویی ناقابل ؟‌نمی دانم!!

حالا باز خدا بیامرزه اموات اونایی رو که میگن چه خبر از پایان نامه؟‌دکترا کجا میخونی؟ هر چند اونم آدمو یاد همه بدبختی های داشته و نداشته اش می آندازه اما بازم حس می کنی به یه دردی می خوری اما وقتی همکار محترمت با کلی اهن و تلپ می فرمایند آخر این همه درس خوندن می خوای چی کار کنی؟ مگه نباید کهنه بچه بشوری؟! و من چه احساس خوشی دارم آن لحظه!!

من نمی دونم اگه آدمها سرشون مثل بز توی آخور خودشون باشه و لالمونی بگیرن و مثل زرافه سرک نکشن توی زندگی بقیه چی میشه؟ می میرن؟

خدا جون تو بگو چی میشد بعضی بنده هاتو کلا لال می آفریدی؟

 


 
مبارک باد
ساعت ٦:٥٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٩ خرداد ۱۳۸٧ : توسط :

 

         پلان اول مجلس هشتم کلید خورد.

        مجلس نو، نمایندگان نو و البته دلسوز مبارکمان باد.

      لاریجانی نو مبارک!

انرژی هسته ای مبارکمان باد.