35 امین طلوع
ساعت ٥:۱۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٤ آذر ۱۳٩٥ : توسط :

پاییز

اتفاق زردی است

که می تواند

در آغوش هر فصلی بیفتد...

 

35 بهار و تابستان و پاییز و زمستان گذشت و دوباره در پاییزی سرد زاده شدم..پاییزی که شاید مثل کودکی هایم دلچسب نیست اما هنوز هم ته ته های وجودم را به مرور خاطرات خوش نوازش میکند و دلم گرم می شود به مهربانی و عشق...پاییزی که هنوز هم خدا هست و عشق است و مهر هست و تا مهربانی هست زندگی باید کرد...

محبوب بی همتایم..امسال را هم به یمن تقدیرت زندگی یافتم تا فرصتهای تازه ای رقم بزنم و تجربه های تازه ای کسب کنم..ممنونم از لیاقت و فرصتی که عطا کردی به من و ممنونم که هنوز قرص و محکم کنار منی و ممنونم که زندگیم پر است از عشق و مهربانی  و مهربان هایی که بودنشان معنای زندگی است...

امروز سر آغاز طلوع دوباره من است.طلوعم را نیکو رقم زن


 
برای امروز دلم
ساعت ۱٠:٥۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۱ آذر ۱۳٩٥ : توسط :

زیباترین حرفت را بگو

شکنجه ی پنهان ِ سکوت ات را آشکاره کن

و هراس مدار از آنکه بگویند

                                ترانه یی بیهوده می خوانید

چرا که ترانه ی ما

                      ترانه ی بیهوده گی نیست

چرا که عشق

                  حرفی بیهوده نیست

 

حتی بگذار آفتاب نیز بر نیاید

به خاطر ِ فردای ما اگر

                        بر ماش منتی ست

چرا که عشق

                    خود فرداست

                                        خود همیشه است

 

                                                                        "  احمدشاملو"

 


 
باران دست مهربان توست
ساعت ٤:٥٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٦ آذر ۱۳٩٥ : توسط :

وقتی باران می بارد تو را در قطره قطره لطافتش حس میکنم انگار تو سخنی تازه در گوش آسمان گفته ای که چنین بی وقفه مهربانی اش را نثار زمین میکند...

از روزهای پاییزی فقط همین بارون و برفش رو دوست دارم خیلی حس خوبی بهم میده وقتی زیر بارون بی وقفه و تند پاییزی بدون چتر راه میرم و حسابی خیس میشم ..انگار خدا به زمین نزدیک تره..انگار بارون خود خود خداست که دست مهربونش رو روی سر بنده هاش میکشه..توی بارون انگار پام رو زمین نیست ..سبکم و آروم...

ممنونم خدا جون که هنوزم با همه بدی های آدمها حواست به تک تکشون هست و توی فرستادن نسیم مهربونی خساست نمیکنی...

ممنون که هستی خدا جون..


 
درختان نهاوند را سر نبرید
ساعت ۸:٢٤ ‎ب.ظ روز شنبه ٦ آذر ۱۳٩٥ : توسط :

 

توی این هوای آلوده و زمینی که هر روز دارد نفسش بند می آید وجود حتی یک برگ سبز غنیمتی است فراموش نشدنی که باید دو دستی نگهش داشت و مراقبش بود و مانع پژمردنش شد چه رسد به درختی که از دانه به نهال و از نهال به برومندی رسیده است.آنرا باید به عنوان کانال تنفس زمین قدر دانست و بر صدر نشاند نه اینکه تیشه برداشت و ریشه ارزشمندش را نشانه گرفت.اما ما آدمها رسممان فراموشکاری است و قدرنشناسی.ما آدمها ناسپاسی را خیلی وقت است که تمرین کرده ایم آنقدر که یادمان میرود از هوایی که داریم و آسمانی که آبی است و خدایی که خالق همه داشته هایمان است آنطور که باید سپاسگزاری کنیم.آنقدر که به جای شکر نعمت کفران کردنش را خوب خوب بلد شده ایم و حتی برای این کفران توجیهات خنده دار علمی و ژستهای مهندسی و روشنفکری به خودمان میگیریم که خلایق خیال کنند داریم خدمتی می کنیم با خفه کردن راه تنفس زمین!

نهاوند شهری است کهنسال نشسته بر دامن گروس سر افراز. با تاریخی به وسعت قرن ها و جغرافیایی بی نظیر و طبیعتی دلچسب.اگرچه به لحاظ رشد و آبادانی شاید سالها عقب نگه داشته شده و توجه آنچنانی در خور نام و قدمتش ندیده است اما هنوز که هنوز است خنکای آب جنگلهایش که سراب می نامندش و سایه سار سبز درختانش و طبیعت بکری که چشم هر مسافری را خیره میکند زبانزد خاص و عام است و اگر کسی یکبار گذرش به این خطه غرب کشور خورده باشد محال است دلش نخواهد یکبار دیگر این آرامش دلچسب را که چهارفصلش هر یک حکایت شیدایی و سبزی و زیبایی خاص خود را دارد تجربه کند.

با همه عظمت خفته در دل این دیار کوهستانی، متاسفانه به دلیل جفاهای تاریخی و اجتماعی و دودستگی ها و  کم لطفی هایی که در طول سالیان دور تا کنون بر این شهر رفته هنوز آنگونه که باید به توسعه نرسیده است ولیکن قدمهای نخست را به سوی
آبادانی برداشته و امیدواراست که بتواند به آینده ای روشن تر چشم بدوزد لیکن گاهی کارهای مهمی نادیده گرفته شده و انجام نمی شود و گاهی هم کارهای بی اهمیت و حتی اشتباه در دستور کار برخی ارگانهای مسئول قرار میگیرد.اینک هم اوج این توسعه خواهی خاله خرسه برخی حضرات به اینجا رسیده که به بهانه تعریض بخشی از خیابان اصلی شهرقرار است 80 اصله درخت قطع شود! بله درست خواندید.میخواهند 80 درخت سالم و زنده و در حال تنفس را سرببرند تا خیابانی تعریض شود که مثلا از بار ترافیکی شهر بکاهد در حالی که این خیابان تنها بخشی از خیابان اصلی نهاوند است که حتی اگر تعریض شود قیف گونه به میدان منتهی به مرکز شهر می رسد و معلوم نیست آن حجم انبوه خودرو که از آن خیابان عریض شده گذشته اند حالا میخواهند از کجا واردتنها خیابان و میدان مرکز شهر شوند؟ 

در پی اعلام این تصمیم شهرداری نهاوند، اصحاب رسانه و فعالان محیط زیست دست به کار شده و با اعتراضهای دسته جمعی شفاهی و کتبی خواستند به هر نحو جلوی قتل عام درختان این شهر کهن سال را بگیرند که در نهایت به دستور اکید رئیس سازمان حفاظت از محیط زیست به استاندار مبنی بر جلوگیری از قطع درختان نهاوند انجامید ولیکن هنوز این اقدام به طور کامل منتفی نشده و شهرداری و شورای شهر نهاوند چونان شیری درکمین شکار مترصد قطع درختان خیابان پیروزی نهاوند و خیابان کشی رویایی خود است که معلوم نیست چه تدبیر و کارشناسی پشت این اقدام کودکانه نهفته است که حتی به عواقب ترافیکی پس از آن نیز نیندیشیده اند؟

نهاوند شهری در مسیر ریزگردهاست و وجود منابع طبیعی و فضای سبز تاکنون نقش بسیار موثری در کاهش ریزگردها و تصفیه هوای شهری داشته و هوای سالم و تمیز تقریبا مهمترین مزیت این شهر قدیمی نشسته در دل کوهستان زاگرس است لیکن گویا قرار است با بی تدبیری حضرات مسئول همین را هم از دست بدهیم و بعد با افزایش انبوه خودروها در رثای تنفس، مرثیه بخوانیم...

این درحالی است که در این شهر تاریخی خیابانها و مراکز دیگری هستند که معضل ترافیکی شان سالهاست غده سرطانی شده و می شود با تعریضی که بدون قطع درختان باشد به معضل آنها پایان داد و راه نفس شهر را هم باز کرد لیکن معلوم نیست چرا شهرداری نهاوند به جای رسیدگی و حل مشکل این خیابانها به فکر قطع درختان بی زبان افتاده آن هم در محلی که حتی اگر تعریض شود هیچ کمکی به حل مشکل ترافیکی شهر نمیکند!

درد نهاوند امروز نداشتن مسئولینی است که از حداقل سواد و شناخت عمرانی بهره مند باشند تا بتوان با طرح های کارشناسانه به فردایی بهتر اندیشید.لذا به راحت ترین و پیش پا افتاده ترین و در عین حال غلط ترین راه متوسل می شوند که مشکل را چاره کند لیکن نمی دانند که این راه درد را دوچندان میکند...

سرکار خانم ابتکار، و مسئولین محترم عمرانی و زیست محیطی استان همدان را به یاری می طلبیم تا جلوی قتل عام درختان بی گناه نهاوند را بگیریم.