يا رحيم
امروز هوای حوصله ابری است!
ديگه داره باورم می شه که بد قدمم!از دوره راهنمايی عاشق نوشتن و روزنامه نگاری بودم و به صورت افتخاری با روزنامه ها و مجلات همکاری می کردم.اما از بخت بد هر روزنامه ای رو که انتخاب می کردم بعد ار مدتی تعطيل می شد يا تعطيلش می کردند!
توی دانشگاه هم همينطور بود!آخرين موردش يک ۲ هفته نامه دانشجويی بود که قراره به عنوان دبير صفحه باهاشون همکاری کنم.اما هنوز نرفته اونا هم دچار مشکل مالی شدند!
آخه شما ميگين من با اين همه علاقه چی کار کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟