يا معبود
باور کنيد اين شغل ما هم آخر بيچارگيه!ديشب بعد از اينکه ۳۰۰ شماره از نشريه مون رو منگنه کرديم تازه فهميديم که يکی از بچه ها سوتی داده و يه صفحه رو پشت و رو گذاشته!!!!!!!!
با نااميدی بقيه کار را به فردا موکول کرديم اما تازه شبکاری من شروع شد که بايد شماره حسابمون رو که آخر نشريه دستنويس نوشته بوديم و کمرنگ بود پررنگ می کردم!آنهم نه يکی دو تا بلکه حدود ۴۵۰ برگه را!!
حالا پيدا کنيد پرتغال فروش را؟؟؟؟؟؟؟؟
نتيجه اين بود که تا ۳ بامداد بيدار بودم!!!!!
هر چند الان به يک جسد متحرک بيشتر شبيهم تا يه آدم!اما باز هم معتقدم حرفه ما جذاب ترين کار دنياست!
توی هر کاری اگه عشق باشه ....
يا علی