يا لطيف
نمی دونم تا حالا شده که در میان جمع باشی و حس کنی تنهای تنهایی؟؟؟؟؟؟؟؟
هر چند گاهی تنهایی خسته ات می کند کلافه می شوی دلت می خواهد تمام دنیا را برای پیدا کردن کسی که بتوانی یک کلمه با او حدیث دل بگویی زیر و رو کنی و...
اما با همه اینها به قول استاد شهید مردن بهتر از زندگی کردن با شرکایی بی رنگ زندگی است و من گاهی (همیشه ترجیح میدهم تنها ترین تنها ها باشم اما مجبور به مصاحبت با کسانی که حرف مرا و زبان دل مرا نمی شناسند نشوم.
آه خدایا چقدر دلم گرفته!!!!!!!!! به اندازه یک دنیا اشک دارم که بریزم ای کاش فقط یک شب آ سمانت را رها می کردی تا سرم را بر دامانت بگذارم و اشک خون بریزم.
از روزگار مرگ انسانیت برایت بگویم و از گلهای بالشم که هر شب آبشان می دهم.
دیگر هیچ چیزی خوشحالم نمی کند با خنده بیگانه ام با درد یاری قدیمی و با تو عاشقانه
زیستن را آ رزومندم.
محبوبم برای اولین بار پا در مهلکه عشقبازی با تو نهادم و همه هستی ام را به نگاهت باختم
من دیوانه این باخت شدم خودت را از من دریغ مکن که با تو همه دنیا به کام من است و بی تو کفی سرگردان بر کرانه دریا...