يا حق
آسمان خیلی وقت است که دلش گرفته .انگار کوهی از غصه را روی شانه هایش گذاشته باشند
دلم می خواهد دردهای خودم را از یاد ببرم و برایش زار بزنم.اما...
انگار دل خدا هم از غربت آسمان به درد آمده ...
هوا بدجوری گرفته... به سوی آسمان چشم میدوزم تا کلامی بگویم که قطرهای از اشکهای آسمان گونه ام را نمناک میکند...
وای که چه می شود اگر بغض آسمان بترکد...
دیروز این اتفاق افتاد و برای اولین بار دلم برای آسمان سوخت!
اما غربت آسمان دیری نخواهد پایید چون شبهای زیبای مغازله با محبوب از راه رسیده و اگر هزار دست پر از نیاز در هنگام غروب به سوی آسمان دراز شود محبوب هم نقاب از رخ بر می کشد و آسمان اشک شوق از دیدار دوست میریزد.
در این روزها و شبهای پر از خدا ما را هم از یاد نبرید
التماس دعا