يا حق
خيال نقش تو در کارگاه ديده کشيدم به صورت تو نگاری نديدم و نشنيدم
اگر چه در طلبت همعنان باد شمالم به گرد سرو خرامان قامتت نرسیدم

رفتن همیشه رفتن...حتی اگر هرگز نرسی...
این مهم است که تو رفتن را عاشقانه بپرستی و سکون را...
سکون پای کمالت را سست می کند ...

عمری است تا من در طلب هر روز گامی می زنم...
محبوب اگر مدد کند دل دیوانه من تا عرش را یک نفس خواهد دوید.یکنفس و بی وقفه...