يا رحمان
ديوانه شدم بس که فکر کردم! تو را به خدا يکی بيايد برای من عشق را معنا کند!
حالم به هم می خوره از بس که آدمهای کوچک تر از ذره هوسهای خودشون رو به نام عشق برام معنا ميکنند!
اگه اونا عاشقند و اگر عشق اينه حاشا که هرگز در جهان عاشق بوده باشم!

نمی دانيد چه دردی ميکشم وقتی کسی از همين جماعت به راحتی تو ی چشمام زل می زنه و ميگه: خوب ...عيبی نداره...اما تو نمی تونی منو درک کنی...
و چه زجری می کشد آنکس که...