يا معبود
پاره ای وقتها دلتنگ و سرشار از حس بودن و نبودن تمام اسمان مهتابی را می گردی
و نگاه می کنی به ان بالا بالاها عشق روشنترین چلچراغ ایت ومن عشق را پیراهن خود
کردهام تا همیشه!
نمیدونم میونه تون با اونی که اون بالاست چه طوریه؟اما میخوام از یه تجربه بگم که شاید توی قرن اتم دیگه خیلی ملموی نباشه اما وجود داره!
از یه عشق یه عشق زمینی به یک وجود اسمانی!
اما قبلش باید بگم کخ از تقسیم عشق به زمینی و اسمانی خنده ام می گیره!اخه مگه میشه
الطاف زیبای محبوب زمینی و کوچک باشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اما گاهس که با همین چشمان زمینی شاهد به گند کشیدن همه چیز هستم این تقسیم بندی رو قبول می کنم
وقتی کسانی که حتا ارزش نام انسان رو درک نمی کنند عشق رو برای سرپوش گذاشتن به هر کاری میخوان پس بهتره عشق همونطور پنهانی بمونه!
اما اون همیشه توی قلبت اسمونی بمونه!به شرط اینکه کرامت انسانی ات را لگد مال نکنی!

یا حق