يا حق

دست از طلب ندارم تا کام من بر آيد

يا تن رسد به جانان يا جان زتن برآيد

بگشای تربتم را بعد از وفات و بنگر

کز آتش درونم دود از کفن برآيد

 

فاطمه!فاطمه!فاطمه!

از خودش خواستم ...دعوتت کرد...خواست که بيايی و ...

حالا ديگه اين گوی و اين ميدان...

وعده تو با همه آرزوهايت:شب عاشورا