برفراز قله های زندگی
ساعت ٥:٥۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٠ شهریور ۱۳٩٤  کلمات کلیدی:

 

    زندگی علی رغم همه سختی هایش معلم خیلی خوبی است.سر کلاسی به بزرگی دنیا می نشاندت و یادت می دهد همه آن چیزهایی را که لازم است بدانی و بیاموزی..دستت را می گیرد و پابه پایت می آید تا ببینی و تجربه کنی.گاهی به رویت لبخند می زند و به اوج خوشی و شادی می بردت آنقدر که حس می کنی پایت روی زمین نیست و گاهی اخمهایش را در هم می کشد و سرناسازگاری می گذارد و حتی می چزاندت تا حدی که اشک به چشم بیاوری...اما با همه اینها من دوستش دارم..رفیق خوبی است..از اون رفیقهای همراه که با همه سختگیری اش ولت نمیکند وسط کوره راهها ...معلم سختگیر اما باسوادیه..از اون معلمهایی که سرکلاسش میشه کلی چیز یاد گرفت..حتی با اخم و تخمش..حتی با قهر و آشتیاش...

گاهی وقتی با یه سختی با یه مشکل یا یه مسئله حتی با یه دلخوری کوچیک از زندگی روبرو میشم تحملم کم میشه و میگم خدایا چه خبره اینقدر امتحان و سختی و تلخی برای چی؟ مگه قراره چقدر زندگی کنیم که مدام داری اذیت میکنی؟ بعد که یه مدت ازش میگذره و اون سختی و اون مشکل کمک میکنه قوی تر بشم و خیلی راحت از پسش بربیام اون وقته که احساس غرور میکنم که خدایا شکرت ..بلاخره موفق شدم..بلاخره تونستم!بعد مثل ورزشکاری که بعد از یه مدت تمرین دیگه گرفتگی عضلانی و ضعف نداره و با ورزش کیف میکنه حس میکنم مشکلات ساخته شدن تا قدرت و توان منو توی زندگی بالا ببرن..و بزرگم کنن

زیر بار هرکدوم از مشکلات زندگی انگار یه عمر تجربه کسب میکنم..بزرگ میشم..پوست میندازم و بینشم به زندگی عوض میشه...بعضی مشکلات و مراحل و قسمتهای زندگی روح آدمو میخراشه و هر بار که بهش فکر میکنی انگار نمکدون دستت گرفتی و روشون نمک پاشیدی اما وقتی یه کم ازش دور میشی و از بیرون بهش نگاه میکنی تازه میفهمی چقدر قوی شدی..چقدر خوب از پسش برومدی چقدر بزرگت کرده...

گاهی که خسته  و بی طاقت میشم..گاهی که سن و توان و انرژیم کفاف سختیهایی که برام تدارک دیده شده رو نمیاره لب به شکوه باز میکنم که چرا بعضیا هیییییییچ تلخی و سختی رو تو مسیر زندگیشون تجربه نمیکنن و بعضیها مدام در معرض انواع تلخیها هستن؟ گاهی حتی به عدالت خدا اعتراض میکنم و حتی باهاش قهر میکنم اما...اما وقتی از اون بحران موفق بیرون میام وقتی که می بینم در مقایسه با خیلی از همسن و سالام موفق ترم تو حل مشکلاتم وقتی میبینم دارم به دوستام راهنمایی میدم و کمکشون میکنم روی پاشون وایسن و نترسن و قوی باشن و میبینم چقدر توصیه هایی که یه روزی دیگران در حق من کردن وحالا من دارم به دوستام میدم مفید و موثره خوشحال میشم و از زندگی بابت همه تلخی های گاه و بیگاهش تشکر میکنم!

حالا بعد این سالها به این نتیجه رسیدم که آدمها سختی و تلخی و امتحانهای ریز و درشت رو برای بزرگ شدن و قوی شدن تجربه میکنن و هر چی بیشتر بتونی مقاومت کنی قوی تر میشی و بزرگ تر و بزرگ تر...

حالا دیگه دلم از زندگی گرفته نیست که چرا گاهی سربه سرم میذاره حالا سعی میکنم با همه توانم جلو همه طوفانها وایسم و مقاومتم رو محک بزنم و کم نیارم..بعدش یه حس خیلی خوبی بهت دست میده حس کوهنوردی که به قله رسیده..

کاش بشه همه قله های زندگی رو فتح کرد.با همه دست اندازا و سختیاش...

میشه..حتما میشه...حتما