باور دارم که می شنوی...

 

     شنیدم یکی مریضه...یکی گرفتاره و حال دلش خوش نیست عمیقا ناراحت شدم و بلافاصله تصویر یه دوست اومد توی ذهنم..یه دوستی که مدتی پیش دلش شکسته بود..زخم خورده بود و سربه آسمان برداشته بود و یا غیاث المستغیثین گفته بود...دلم لرزید...باور داشتم که خدا دروغ نیست..که می شنود که سخت میگیرد به آهی که به آسمان رسیده باشد...تلفن را برداشتم و خواستم که با همه دل شکستگیش با همه زخمی که خورده با همه بغضی که در گلویش مانده حلال کند و بگذرد...که مبادا نفرین کند که مبادا تقاص بخواهد برای او که دلش را تیر زده....و او پیش از هر چیزی امن یجیب خواند برای شفای مریض...برای همان کسی که چندی پیش به خنجر زخم زبان دلش را ریش کرده بود و آبرویش را حراج...کم آوردم در مقابل این عظمت.

عمیقا به بازگشت نتیجه اعمال به خود آدمی باور دارم..و معتقدم هرگامی که برمیداریم نتیجه اش را علاوه بر ذخیره شدن در نامه اعمالمان همینجا توی همین دنیا میگیریم به هر شکل و شیوه ای بلاخره یک جایی نشانمان میدهد که حواسش به همه کردارهایمان هست..بارها و بارها به چشم دیده ام...نه پاشیدن چند دانه گندم برای کبوتران گرسنه بی جواب می ماند نه نشاندن یک بغض کوچک  و پنهان بر دل یک بنده خدا...حواسش به همه چیز هست..دقیق و منظم..آنقدر که باور نمیکنی بین این همه بنده و این همه رفتار و کردار وافکارهر روزه شان چطور حواسش به فلان نیت خیر یا فلان عمل شر تو هم بوده و حسابش را سریع و آنی کف دستت گذاشت!؟!

یاد سید محمدسادات اخوی می افتم و آن بیان قشنگش که می گفت حتی اگر یک روز کرایه تاکسی تان را به یک نیازمند بدهید تا شب چند برابرش را دریافت میکنید...

حالا باورمیکنم...عجیب...

خیلی وقتهای بنده هایت دلم را شکسته اند..دلتنگم کرده اند..بغض نشانده اند بر دلم..تهمت زده اند..هتاکی کرده اند..عذاب داده اند...اشک هدیه کرده اند به چشمانم و...اما هیچوقت دلم به نفرین رضا نشده حتی اگر به زبان دعای شری کرده باشم ته دلم گفتم خدایا نشنیده بگیر! چون باور دارم خودت آنقدر دقیق و درست حواست به همه چیز هست که هیچ رفتار و کردار بدی را بی جواب نمی گذاری...که هیچ عمل خیری از ترازوی دقیق سنجشت بی حساب رد نمی شود ...و دیده ام به چشم..دیده ام که چطور در اندک مدتی جواب میدهی بدی ها و خوبی ها...

معبود همیشگی ام...همه آنان را که بدی جزء روزمره گیهایشان است و دل شکستن سرگرمی هر روزه شان به دست مقتدرتو می سپاریم و دل از کینه تهی می کنیم تو هم آرامشمان را ابدی کن و نگذار هیچ بدی و هیچ خوبی بی جواب بماند...

برای شفای یک بیمار با همه وجودتان دعا کنید....

/ 2 نظر / 42 بازدید
افروز

منم همینطور فکر میکنم سمیرا فکر میکنم بهشت و جهنم همینجاست توی همین دنیا فکر میکنم گاهی حواسمون نیست به دلهایی که میشکنیم چون درد وقتهایی که دلمون شکسته رو یادمون میره کاش انقدر که خدا حواسش به ما هست خودمون هم حواسمون به هم باشه

سمیرا

انشاا... که تمام مریضاشفا پیدا کنن آمیـــــــــــــــــن