تا تو به خاطر منی ....

تا تو به خاطر منی کس نگذشت بر دلم

مثل تو کیست در جهان تا ز تو مهر بگسلم

من چو به آخرت روم رفته به داغ دوستی

داروی دوستی بود هر چه بروید از گلم

میرم و همچنان رود نام تو بر زبان من

ریزم و همچنان بود مهر تو در مفاصلم

حاصل عمر صرف شد در طلب وصال تو

با همه سعی اگر به خود ره ندهی چه حاصلم

باد به دست آرزو در طلب هوای دل

گر نکند معاونت دور زمان مقبلم

لایق بندگی نیم بی هنری و قیمتی

ور تو قبول می‌کنی با همه نقص فاضلم

مثل تو را به خون من ور بکشی به باطلم

کس نکند مطالبت زان که غلام قاتلم

کشتی من که در میان آب گرفت و غرق شد

گر بود استخوان برد باد صبا به ساحلم

سرو برفت و بوستان از نظرم به جملگی

می‌نرود صنوبری بیخ گرفته در دلم

فکرت من کجا رسد در طلب وصال تو

این همه یاد می‌رود وز تو هنوز غافلم

لشکر عشق سعدیا غارت عقل می‌کند

تا تو دگر به خویشتن ظن نبری که عاقلم

 

                                                                         سعدی علیه الرحمه

/ 5 نظر / 21 بازدید
نگین

واقعا قشنگ بود سمیراجان. امیدوارم ازدواج عاشقانه داشته باشی.

لیلا مامان الهه و الناز

سمیرا جون سلام مثل همیشه شعر انتخابیت خیلی قشنگه. مخصوصا بیت آخر که می گه: لشکر عشق سعدیا غارت عقل می‌کند تا تو دگر به خویشتن ظن نبری که عاقلم

حمید

غزلیاتِ سعدی همه اش خوبه ولی اونایی که حال و هواشون زمینی تر هست رو بیشتر دوس دارم. اینا که نمیشه به عشقِ زمینی وصلشون کرد (یا سخت میشه به عشقِ زمینی وصلشون کرد) رو دورتر از درکِ خودم میبینم و خوندنشون باعث میشه حالِ بچه ای رو داشته باشم که به مهمانیِ ای بزرگتر از سنش دعوت شده...

جوجه اردك زشت

از سعدي گفتن زيره بردن به كرمان است استاد مسلم سخن...روح تازه مي شود در شراب عشقش...به قول خودش:لشکر عشق سعدیا غارت عقل می‌کند... دست مريزاد