التیامی برای زخمهای کهنه شهرمان

 

     وقتی یک مسئول در شهری که سالهاست از محرومیت و فراموش شدگی رنج می برد فرزند خاک و آب همان شهر باشد کمترین فایده اش حس خوشایند اعتمادی است که در دل مردم ایجاد می شود..اینکه خیالشان راحت است که این فرزندهر چه باشد و هر چه کند نمیتواند به خاک پدری خود بی اعتنا و به هم شهریانش بی تفاوت باشد.و این حسن بزرگی است...

نهاوندی که سالهای سال درگیر اختلافات جناحی و سیاسی و سلیقه ای مسئولینش بود اکنون چند ماهی است که اندک اندک طعم آرامش را می چشد و می رود تا در فضای آرام,توسعه و رونق شهری را تجربه کند..

نهاوندیانی که سالهای سال جز تنش و درگیری بین رجال درجه یک شهرشان چیزی ندیده بودند اکنون همدلی و وفاق را تا حد زیادی بین همان رجال مشاهده میکنند..

ادارات و ارگانهایی که کارزار درگیری های سلیقه ای و اعمال نفوذهای قومی و قبیله ای بود حالا به وحدت رویه ای نسبی برای رونق امور شهر رسیده است...

مردمی که مسئولینشان را ماه تا ماه جز دراخبار رسانه های محلی نمی دیدند حالا دل خوشند به فرمانداری که می شود راحت در خیابانها و کوچه ها و مجالس و محافل مختلف بی واسطه و دفتر و دستک بازی های اداری دیدش...گلایه ها را به او منعکس کرد و از اندیشه هایش بهره برد...

شاید این اتفاقات در مقابل انبوه کارهای روی زمین مانده و مشکلات کهنسال شهرمان آنقدرها چشمگیر نباشد اما همینکه یکی هست که بشنود یکی هست که برای مشکلات پیرو  جوان شهرش گوشی دارد برای شنیدن حسن کمی نیست که باید قدردانسته شود...

وقتی حس کنی نهادهای مدیریتی شهرت مثل گذشته های نه چندان دور صحنه نزاعهای خودخواهانه حضرات نیست و نفر اول مدیریت شهر آستین همتش برای آبادانی همیشه بالاست ته دلت حس خوشایندی می نشیند حتی اگر هنوز برای رسیدن به توسعه یافتگی کارهای بسیاری در پیش باشد...

وجود و حضور امامعلی عبدالملکی در کرسی فرمانداری نهاوند اتفاق قشنگی بود که دل مردم نهاوند را که سالهای سال چرکین شده بود از بی خیالی مسئولین و تنشهای مداوم بین نماینده و فرماندار و امام جمعه و ...راحت کرده که فرزند نهاوند جز به اوج رساندن شهرش خیال دیگری در سر ندارد...

وجود شخصیتی که خرد و کلان نهاوند او را به بلندی طبع و وسعت دید و قلم خواندنی می شناختند به اقشار مختلف امید بهبود می دهد

باشد که خرده مسئولین همیشه ناسازگاردیگر هم علم مخالفت فرونهند و بازو به بازوی فرماندار بومی بسپارند تا شهرکهنسال خسته درد کشیده مان نفسی تازه کند...

پی نوشت:

خواستیم بگوییم حواسمان هست به حضور همیشگی تان

حواسمان هست به تلاشهایتان به قدم زدنهایتان به پیگیری هایتان به در دسترس بودنتان به مردمی بودنتان به دلسوزیتان و به وقت جسارت و صراحت به قاطعیتتان!

خواستیم بگوییم تا همینجا هم ممنونیم از بودنتان جناب فرماندار...

توانمند و سربلند باشید

/ 4 نظر / 23 بازدید
جوجه اردک زشت

عبدالملکی را با حکایت نوشته هایش در فردای نهاوند می شناسم و بعدها در معاونت فرمانداری و حتی یه دلنوشته در پاس داشت مردم داری اش در فردای نهاوند چاپ کردم روزی که آمد شادی استقبال کنندگان ترس در دلم انداخت که نکند غرور تزریق شود در روح پاک این مرد اما تصورم غلط از آب درآمد چن وقت بعد اتفاقی دیدمش مسیرشان را با فروتنی کامل عوض کردن و پیش دستی در روبوسی وسلام و من آب شدم... وبازهم روز دیگر و... مردم داری و عدالت چکیده فرمایشات مولاست درنامه هایشان به فرماندارن و حالا می بینم فرزند خلف مهربانی در مردم داری نمره عالی گرفته است و حافظه تاریخی مان یاد شهید طالبیان را زنده می کند حواسمان هست ونیک می دانیم حواسش هست که معجزه نمی خواهیم که وقت معجزه را از دست دادیم تنها مدیری می خواهیم که لبخندش واقعی باشد و به مهر سخن بگوید وما کاری از دست مان نمی آید جز دعا و دست مریزاد و قدر شناسی سپاس

نادر

امیدوارم مردم هم قدر این عزیز رو بدونن و تخریبش نکنن!نهاوند شهر مظلومی که مدتهاست از خیلی امکانات محرومش کردن!مردم خوبش و خاک عزیزش لایق همه چیز هست

سجاد

سلام و درود. ممنون. موفق باشد و باشید

آرش

سلام وب زیبایی داری همشهری[هورا]