یک تیتر تلخ

ندیده بودمش.افتخار شاگردی اش را نداشتم، اما نامش همیشه برایم آن بالا بالاهای روزنامه نگاری ایران بود..وقتی اسمش روی جلد آن کتاب سفید و نسبتا قطور روزنامه نگاری نوین برق می زد و هر صفحه ای را که میخواندم کلی حرف جدید کلی درس نشنیده یاد میگرفتم کیف می کردم که در رشته ای درس میخوانم که چنین بزرگانی در صدرش نشسته اند...

شاید دست تقدیر است که همیشه آنها که پشت دوربینند دیده نمی شوند به اندازه جلوی دوربینی ها و آنها که در تحریریه ها نشسته اند اندازه آن کلمات که من و تو می خوانیمشان مهم و مطرح نمی شوند...ولی همیشه هستند..همیشه می نویسند ...و من و تو میخوانیم بی آنکه شاید هیچوقت بپرسیم خالق این کلمات قشنگ کیست؟ او که تیتر می زند و خبر می نویسد و گزارش میگیرد را شاید قد کلماتش نشناسیم...تا روزی چنین تلخ که خودش تیتر شود!

تک تک بزرگان عرصه قلم و روزنامه نگاری برای ما که تا ابد دانشجو و شاگرد این عرصه می مانیم حکم کیمیا و گوهرهای گرانبهایی را دارند که بی تکرارند و دست نیافتنی...دیگر هیچ زمان و هیچ مکانی شاهد تکرار بزرگانی چون کاظم معتمد نژاد..حسین قندی..یونس شکرخواه...حسن نمکدوست...فریدون صدیقی...محمدمهدی فرقانی...هادی خانیکی..بیژن نفیسی...علی اکبرقاضی زاده نخواهیم بود...

وچه حیف!

و چه حیف که از میان صدها و هزاران شاگردی که این بزرگان تربیت کردند یکی چون قندی نشد ...نمی شود..انگار قرار است بعضی جاها همیشه خالی بمانند...

 

حسین قندی ، روزنامه نگار، استاد علوم ارتباطات و استاد مسلم تیتر، به بیکران آسمان  پرکشید...

روحش شاد و جایش همیشه خالی


یادداشت استاد قاضی زاده در سوگ حسین قندی

یادداشت دوست خوبم شیده لالمی در سوگ استاد نادیده

/ 2 نظر / 35 بازدید
انار

روحشون شاد