کاشکی این مردم دانه های دلشان پیدا بود...

 

من اناری را می کنم دانه

به دل می گویم

خوب بود این مردم

دانه های دلشان پیدا بود....(سهراب سپهری)

      گاهی فکر میکنم چه خوب بود اگه میشد افکار آدمها رو خوند.حرفهایی رو که دارن توی دلشون میگن رو شنید و فکرهایی رو که بعدا قراره عملی کنن دید.کاش میشد نقاب همه آدمها رو برداریم تا ببینیم پشتش چه خبره؟

شاید خوب بود شایدم بد.نمیدونم...اینجوری دیگه کسی نمیتونست دروغ بگه.کلک بزنه.خیانت کنه.نارو بزنه.زیرآبی بره و...اما شاید دیگه زندگی کردن هم سخت میشد...

فکرشو بکن هرچیزی رو که تو میخواستی بگی طرفت از قبل میدونست.هرچیزی که تو نمیگفتی رو هم میدونست.هر دروغی که میگفتی همه می فهمیدن.و هر نکته ای رو که یک ثانیه هم از ذهنت عبور کرده بود همه متوجه میشدن...

گاهی که با خودم توی تنهایی ذهنم خلوت میکنم و از شیر مرغ تاجون آدمیزاد همه جور فکری میاد توی ذهنم با خودم میگم: اگه الان اینی که روبه روم نشسته بدونه توی مغز من چی میگذره چی میشه؟ اگه اون آدمی که پشت خط تلفنه بدونه که اصلا خوشم ازش نمیاد و به زور دارم باهاش حرف میزنم چه اتفاقی می افته؟ اگه مثلا رئیسم بدونه چه حسی دارم وقتی به زور جلوش میشینم تا اون یه منبر واسه م بالا بره و دیگه به زور پایین بیاد چی میشه؟

خیلی دنیای جالبی میشه اگه همه بتونن فکر همو بخونن!

فکر کن دیگه هیچکس نمیتونه دروغ بگه!

هیچ کس نمیتونه ریاکنه.

هیچ کس نمیتونه به دیگری کلک بزنه و بهش خیانت کنه.

هیچ کس نمیتونه مال یکی دیگه رو بخوره و ....

 

شایدم همه مثل من فکر نکنن شاید همه مثل من کنجکاو نباشن بدونن توی ذهن دیگران چی میگذره؟ شایدم این حس خبرنگاری کشنده فقط مال من باشه...نمیدونم....

شما چی فکر میکنید؟ به نظرتون دنیا چه شکلی میشد اگه همه میتونستن از افکار و نگفته های ذهن و دل همدیگه باخبر بشن؟

 

 

برای تو نوشت:

تیرماه در برابر گرمای نگاهت به دی می ماند ای خورشید مغرور و نجیب...

 

/ 18 نظر / 84 بازدید
نمایش نظرات قبلی
میکائیل

اگر ذهن ادم ها رو میشد دیگر هیچکس به هیچکس نمی گفت دوستت دارم ... دیگر بهترین کلام های دنیا کلیشه ای بود ... دیگر شاید حسی نبود تا بیانی باشد بر گفتنشان .... راز دل چون در میان صدف است ... اگر کشفش کنی دیگر بهایی جز زینت دیگری نیس ... گاه شاید هم نباید هیچگاه کشف شود

رامين

اگه تو ميدونستي نظر من وامثال من درباره اين مطلب چيه ديگه چه لطفي داشت نوشتنش ؟، چه لطفي داشت خوندن نظراتش ؟ اگه من ميدونستم تو ذهن تو چي ميگذره ديگه وبلاگ براي چي ؟ ديگه زنگ و پيامك به چه كار ميومد ؟ لازمه بعضي وقتها آدم دروغ بشنوه كه قدر دوست راستگو رو بدونه ، خيانت و نارو ببينه كه قدر يار باوفا رو بدونه و و و و الي آخر ودر آخر من نميدونم خورشيد مغرور و نجيب كيه ؟ و لطفش به اينه كه خودت توضيح بدي

داستان روز

شب نیست که خون از دل غمناك نریخت روزي نه که آب روي من پاك نریخت یک شربت آب خوش نخوردم همه عمر تا باز ز راه دیده بر خاك نریخت گفتم دل و جان بر سر کارت کردم هر چیز که داشتم نثارت کردم گفتا تو که باشی که کنی یاد مرا کان من بودم که بی قرارت کردم[گل]

navaniii

سلام خدا وكيلي اگه اونجور مي شد خيلي دنياي وحشتناكي مي شد. دنيا (البته به چشم من) همينجوري قشنگتر و قابل تحمل تره. اكثريت مطلق مردم دنيا در همه ي درازناي تاريخ از آدم هاي متوسط(به تعبير شريعتي) تشكيل شده. نه به خوبي مسيح كه به آسمان صعود كنند ونه به بدي قارون كه زمين دهان وا كنه و اون ها رو ببلعه.

حاشیه

نه! من نمي توانم مثل شما باشم شما چه قدر منظم تنهاييد و چه قدر دقيق ساعات اندوهت را با اوقات گريه ي قمري ها ميزان كرده اي سلام دوست عزیزم. با کاری ازگذشته به روز شده ام و مشتاق شنیدن از شما. بدین وسیله دعوتید.

ندا

سلام اصلا دوست ندارم هرچیزی رو که تو ذهن بقیه میگذره بدونم. اونوقت دیگه آدما برات جذاب نیستن، آدما برات محترم نیستن تنها کسی که شایستگی و ظرفیت دونستن همه چیز انسان ها رو داره خداست چون خداست. فقط کاش آدما مسلمونتر بودن

رضا

اون وقت دیگه غیبت کردن و دروغ گفتن و .... مثل حالا جذاب نبود[نیشخند]

بزرگ

جالبه دیروز عصر فیلم next2007 رو دیدیم دقیقا بازیگر نقش اول فیلم نیکلاس کیج افکار و آینده کارها رو تشخیص میداد

میکائیل

دنیای بدون دوستت دارم مثل تابستون بی گرماست .....

نیلوفر آبی

اگر قدرت خواندن فکر وجود داشت اولین چیزی که از بین میرفت عشق بود. منظور سهراب از آن شعر هم این بوده که ای کاش مردم ساده تر و صمیمی تر بودند و احساسات خود را روراست به جای پشت سر جلوی روی آدم بیان میکردند تا تکلیف همه مشخص میشد البته در کشور ما بیشتر از روراست بودن نیاز به فکرخوانی هست چون نه تنها راهی برای روراست بودن نیست بلکه دروغ تبدیل به عادت شده است و دروغ مصلحتی سفارش دینی است! افرادی که در تشخیص مصلحت خود ناتوانند برای مصلحت دیگری دروغ می گویند!! بنابراین عشق کیلویی چند؟ برای مشخص شدن تکلیف زندگیم ترجیح میدهم افکار دیگران را بخوانم و با شما موافقم!