آیه های بهار

 

  اسفند ماه بیشتر از آنکه به عنوان ماهی زمستانی دیده شود ماهی است در انتظار بهار..انگار همه به خاطر آنکه نوید آمدن بهار را می دهد دوستش دارند..همه میخواهند زودتر بگذرد تا بهار زیبا بیاید و نوروز باستانی...همه چیز بوی زیبایی و نویی می دهد...همه جا پر ازنشانه های بهار است...

فرشهای شسته ای که از روی بامها آویزان است

دانه های ماش و عدس و گندم که در ظرفهای کوچک و بزرگ خیس می خورد...

 

ماهی قرمزهای کوچکی که در تشتهای پلاستیکی منتظر دستهای مردماهی فروشند تا آن را داخل تنگی بیندازد و به دست پسر بچه ای بدهد.

 

 

خانمهایی که جارو به دست در حال خانه تکانی هستند

پدر و مادرهایی که دست بچه ها را در دست گرفته و از این مغازه به آن مغازه می روند تا لباس و کفش عید بخرند.

خانمهایی که در حال شیرینی پختن هستند یا سینی هایی که توسط قنادها داخل فر قنادی می رود

صدای ترقه و نارنجک هایی که پسر بچه های شیطان توی کوچه پس کوچه ها می ترکانند و بعدش قهقهه می زنند.

سبزه هایی که کم کم از دل خاک سرما زده سر بر می آورند..چمنزارهایی که دوباره سبز می شوند...

 

مورچه هایی که یکی یکی از دل خاک پیدایشان می شود در پی یک لقمه نان!

روزهایی که بلند تر می شود...

و.......

خبر می آورند از رسیدن پیک زیبای بهار...

شما هم از نشانه های بهار بگویید...آمدن بهار را با چه نشانه هایی می شناسید...

بهار برایتان با کدام خاطره یادگار مانده است؟

 

 

/ 24 نظر / 24 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نانازی بانو و آقای خرسی

همین چیزایی که خودت گفتی + امتحانات ثلث دوم دوره راهنمایی و بعد از ظهرهای آفتابی که بعد از امتحان از مدرسه میومدم خونه و می دیدم کارگر داریم و مشغول خونه تکونی هستن. رنگ امیزی دیوار و در!!

سپیده

بهاربا زیباییهاش دوباره از راه میرسه .بهار هدیه خداوند رو که اضافه شدن یک عدد دیگه به سالهای دیدن زندگی هست رو به آدم یادآوری می کنه ....شاید این بهار رنگ دیگه ای داشته باشته هر چند همراهش دلتنگی میاره

یگانه

خب..اگه راستشو بخواید...خرید عید[وحشتناک] من انقدر خوشم میاد...ولی فقط خرید برای خودم نه هیچ کس دیگه.[نیشخند]

ببر89

خیلی عجیبه و بی سابقه. ولی من هنوز اومدن بهار رو احساس نکردم!!! خودمم موندم. آدمی بودم که از اول اسفند بوی بهار رو احساس میکرد و با یه بارون کلی ذوق زده می شد...چطور حالا اینقده پوست کلفت ...؟!!![تعجب]

حمید

شور و شوق روزهای آخر اسفند از معدود چیزهاییه که از بچگی برام مونده و هنوز به اندازه همون روزا دوستش دارم خاطره نوروزی هم زیاد دارم. از تحویل سال توو قطار اصفهان وقتی به سرم زد تنها به دل ایران بزنم بگیر تا تحویل سال پشت میز کارم توو ایرانسل! تا روزای عجیب تطیلات نوروز پشت میله های فارابی...و تا همین نوروز نود که همه اش به یه بازی کامپیوتری گذشت و با اینحال جزو بهترین نوروزهای عمر شد! خلاصه که با تمام بالا پاییناش هنوزم این روزا رو دوس دارم

یگانه

اشتباه شد..من اصلا و ابدا از خرید کردن خوشم نمیاد..مخصوصا تو شهری مثله اینجا.[سبز]

جعفری نژاد

بهار برایم با خاطره ی بهار جاودانه می شود بعضی چیزها ، بعضی آدم ها ، بعضی لحظات ، حتی بعضی فصل ها برای ماندگار شدن بی نیازند از بهانه ، بهانه ی جاودانگی اند خودشان یک تنه ...

ميكائيل

این همه از فضل بهار میگن !!! سبزی و آبادانیش ولی هیشکی سراغ زمستون نمیره که تا نباشه بهارم معنا نداره ......

رضا

از همه جذاب تر دیدن موج فشرده ی جمعیت د رخیابان قیصریه است وقتی تو میدان ابوذر وایساده باشی...

جوجه اردک زشت

سلام آبجی دست مریزاد قلمت حس بهار رو میاره تا روی شونه آدم یواش یواش داره میاد توی دلم اما چه دیر؟ این حس رو مدیون قلم شما هستم بهاری باشید