پس از باران

 

داره بارون میاد..زیر و تند و زیاد ...همونجوری که من عاشقشم...

وقتی بارون اینجوری می باره حس میکنم تو دلت گرفته و داری زار زار گریه می کنی!

حس میکنم بغضت خیلی گنده بوده که اینجوری می باریش...

گاهی که خودمم ابریم و تو اینجوری می باری با خودم حس میکنم شاید از غصه من دلت گرفته! بعد که فکر میکنم تو چند میلیون و چند هزار بنده اینجوری داری که الان تو این لحظه دلشون گرفته و تو ممکنه به خاطر بغض تک تک اونا زده باشی زیر گریه با خودم میگم: آخی...چه دل بزرگی داره خدا! چقدرررررررررررر غصه باید توش جا بده...چقدررررررررر باید حواسش به همه صاحبای اون دلها باشه که نشکنن ...نگیرن...تنگ نشن....اوووووووه چقدر کارت سخته خدا جونم...

و وقتی بارون وایمیسه و هوا آروم و آفتابی و لطیف میشه حس میکنم چقدر تو قشنگی چقدر تو بزرگی چقدر دلت دریاست....

بودنت توی زندگیم مثل آرامش بعد بارون شدید می مونه...بی همتا و بی نظیر...دلم میخواد تا ته دنیا توش بمونم و راه برم و نفس بکشم....

فقط خودت می دونی که چقدر دوستت دارم و چقدر نفسم به نفست بنده...به قد دونه های این بارونی که داره بغضهای تک تک آدما رو می شوره و میبره قسمت میدم تو لحظه های همه دلها جاری بمون و خودتو ازمون نگیر...

بعد از بارون آسمون زیبا میشه...من عاشق بارونم اگه تو از اون بالا بهم زل زده باشی و عاشق لطافت هوای بعد از بارون اگه تو بغلم کرده باشی....

/ 1 نظر / 18 بازدید
مونا

سلام. به چه نکته جالبی اشاره کردی ... کار سخت خدا.... زیبا نوشته ای بانو