حس زیبای تعلق

    هر جای دنیا که باشی دلت تنگ میشه برای وطنت...برای خاکی که ازش به وجود اومدی   برای شهری که بهش وصلی...حتی اگه سالها و روزها ازش دور مونده باشی اما حس اینکه بگی اهل کجام حس خوبیه...اینکه به جایی که اهلش هستی که شناسنامه ت مال اونجاست افتخار کنی حس بهتریه... ومن الان این حسو دارم..

با اینکه سالهاست به جبر روزگار از شهری که توش زاده شدم از شهری که توش بزرگ شدم و به همه چی رسیدم دور شدم اما هنوزم افتخار میکنم به اسمش..به هویتم..به خاکش و دوستش دارم حتی با همه کمبودها و محرومیتهاش...

هنوزم افتخار میکنم به نهاوند کوچکم حتی اگر توی بهترین امکانات بهترین شهرها زندگی کنم و حتی اگه گاهی دیر و دور باشم از شهرم...

هنوزم هر کجای دنیا که باشم وقتی ازم سوال بشه اهل کجایی با افتخار میگم که نهاوندی ام....و هنوزم وقتی آخر هفته ها دوستام پیام میدن که کجایی؟ اگه تو جاده باشم با ذوق می نویسم: تو راه ناون! و این ناون گفتن ها اونقدر مرسوم شده که همه غیر نهاوندی ها هم بهش عادت کردند!

و من خوشحالم که نهاوندی ام

و من مغرورم به نهاوندی بودنم

و من افتخار میکنم به شهر کوچکی که هنوز هم پر از خاطره های تلخ و شیرین زندگی 32 ساله من است...

شهری که اولین هایم را در آن تجربه کردم شهری که همه خاطرات کودکی ام را همه شادیهای بچگی من و همبازیهایم را همه اشکها و لبخندهای نوجوانی و همه آرزوهای جوانی ام را در خودش و در خیابانهایش نهفته دارد...

من هنوز هم دوستش دارم حتی خیابانهای همیشه کنده شده اش را حتی چاله چوله هایش را حتی محرومیتهایش را حتی دردهایش را حتی همه آدمهایش را....

امیدوارم نهاوندمان هم همین قدر فرزندانش را دوست داشته باشد...حتی همه فرزندان ناسپاسی را که ترکش کردند...و فراموشش کردند...

امیدوارم فرزندان خلفی باشیم برای نام بزرگ نهاوند عزیزمان

/ 7 نظر / 9 بازدید
یوز آسیایی

این آدم هان که به شهرها،اشیا و اسمها و...ارزش میدن.نهاوندم اعتبارش به فرزندان خلف مقیم و مهاجرشه.

منیژه

منم هنوز بعد از گذشت این همه سال دوری...همه چیزش رو با همه ی کمبودهاش دوست دارم...چون بخش اعظم وجودم مال اون خاک...زادگاه پدری ام!!

رامين

آفرين بر شما كه هميشه يك نهاوندي بودي! خوشحالم كه دوباره ميتوني اينجا بنويسي.

فرزانه

درود بر نهاوند و نهاوندي مطمئن باش نهاوند به داشتن فرزند خلفي مثل شما افتخار ميكنه

زرینی

سلام.بابت رفع مشکل این خانه ی با صفا خرسندم.و خدا امثال شما را برای نهاوند عزیز ما زیادتر گرداند.موفقیت های بیشتری برای شما آرزومندم.با احترام

مونا

سلام سمیرا جان. با خواندن نوشته هات دلم برای اولین هایم در نهاوند تنگ شد.. زندگی پر فراز و نشیب سی و دو ساله ما و خاطراتش قدم میزنه در کوچه پس کوچه ای شهر . حتی اگر خود ما نباشیم در نهاوند ... هنوز عطر کوچه میری و دبیرستان نمونه مردمی معلم در شامه هام هست و ما دهه شصتی هایی که میخواستیم اون سالها دنیا رو فتح کنیم با فکرهای بکر نوجوانی!!! الان ساکت و آرام و منطقی گاهی به شور و شیدایی اون سالها فکر میکنیم ...

نادر

وجود نهاوندیای مثل شما باعث افتخاره.متاسفانه برخی همه گذشتشون رو انکار میکنن!من که تمام خاطرات نوجوانی و کودکیم رو ناون پر کرده .وطن جایی هست که اصلا نمیشه ازش گذشت.درود بر شما