ناگهان چقدر زود دیر می شود

 

 

4 سال بزرگتره از من...ولی باهم بزرگ شدیم..تو همه خاطره های خونه مامان ملوک نقش پررنگی داره...وقتی تابستونا دایی و خاله با بچه هاشون به نهاوند میومدن و ما همه بعدازظهرهامونو توی حیاط خونه قدیمی مادربزرگ سپری می کردیم...

بزرگتر شدیم ..یه فرق مهم با بقیه داره  و اون مهربونی و صمیمیت خاصشه با رابطه های خانوادگی و خوب و بدیها کاری نداره ... همیشه هست..همیشه مهربون..همیشه صمیمی..همیشه خاص....

سال که تحویل میشه اولین کسیه که به گوشی مامانم زنگ می زنه و با تک تک ما احوالپرسی و عید مبارکی میکنه...

نهاوند که میان اولین کسیه که به خونه ما سر میزنه و مامانم چنان مهربون و گرم بغل میکنه که آدم حسودیش میشه به چنین عمه و برادرزاده ای...

هر از گاهی یه اس ام اس قشنگ می فرسته احوال می پرسه زنگ می زنه...

خونه شون که میریم صمیمی و گرمه...هیچوقت جز محبت ازش ندیدم..با همه..بی دریغ

یه بار تو دفتر خاطرات بچگیام تو وصفض نوشتم: حکم داداش نداشته رو داره..خوش به حال خواهراش....

******

مهیای بیرون رفتن از خانه ایم که صدای زنگ تلفنم لحظه ای متوقفمان می کند.منتظرش بودم که قراری بگذاریم  وامانتی را بگیرم صدایش گنگ است و پربغض..

میثم تو استخر ایست قلبی کرده....

با بهت می پرسم: الان چطوره؟

تموم کرده!

گوشی تو دستم یخ می زنه ...

محکم به صورتم می کوبم و می شینم رو زمین!

دیگه نمی شنوم صدای فریاد مامان و بابا و خواهرمو که میگن: کی؟ چی شده؟

و......

*****

عاشق داییمم...

قد بابام دوستش دارم...

اگه دوسه روز خبری ازش نباشه بی قرار میشم..

یکی از حسنهای پایتخت نشینی دیدن و همسایگیشون بود که خیلی حس خوبی بهم داد...

همیشه برام یه اسطوره س...فارغ از مناسبتهای خانوادگی و بود و نبودهای فامیلی دوستش دارم.اینکه  با خانمش بعد از 5 تا بچه و سن و سالی که ازشون رفته هنوز عاشق همن و بدون هم جایی نمیرن حس قشنگی به آدم میده که توی خونه شون آرومی خوشحالی....

 

امروز این مرد این اسطوره این کوه مقاومت این عاشق همیشگی جلوم میلرزید و اشک می ریخت..

امروز دایی جونم سیاهپوش پاره دلش شد..امروز یه مرد رو دیدم که برا پرواز ناگهانی جگرگوشه ش اشک می ریخت...امروز دلم خون شد ازخون دل داییم.

و چقدر زندگی بی ارزشه

و چقدر دنیا نامرده

و چقدر ما غافلیم از همدیگه

و چقدر عمر کوتاهه

و چقدر ما بی خبریم از فردامون...

 

دلم قد تمام دنیا گرفته

دلم برای کمر خمیده داییم

برا ضجه های زن داییم

برای صورت پر بغض و چشمهای پر اشک پسردایی و دخترداییام گرفته

 

 ***********************************************

هزار سال هم که بگذره هیچوقت رفتنت رو باور نمیکنم

هزارسال هم که بگذره قبول نمیکنم که اونی که امروز روی دست پسرخاله ها و داداشا بود تو بودی!

هزار سال هم که بگذره باور نمیکنم اونی که زن دایی روش سرشو گذاشته بود و نمیذاشت خاکش کنن تو بودی

هزارسالم که بگذره من منتظر می مونم تا باز یه اس ام اس ازت بیاد که چطوری دخترعمه؟

اون اعلامیه لعنتی هر چی میخواد زور بزنه نبودنت رو ولی من می دونم تو یه جایی همین گوشه کنارا قایم شدی داری سربه سرمون میذاری! فقط حواست باشه زیاد قایم نشی دایی گناه داره نگرانت میشه!

 

یادمه یه لباس سیاه بلند داشتی که محرم توی هیئت دوخواهران باهاش سینه میزدی همونو بپوش و بیا هنوز محرم آقا تموم نشده!

بیا دیگه میثم ...بیا مامانتو بغل کن بگو شوخی کردی...بگو هنوز دوستشون داری..بگو تنهاشون نمیذاری!

بیا حال عمه هاتو خوب کن اونقدر داد زدن که صداشون درنمیاد...

بیا ببین باران کوچولو هم چشماش خیسه...

بیا بگو چطوری به مامان ملوک خبر بدیم؟که بعد دایی شهاب دیگه طاقت داغ نداره...

تورو خدا بیا میثم!

 

/ 20 نظر / 25 بازدید
نمایش نظرات قبلی
یوز آسیایی

داغ فرزند از مصائب سخت و طاقت فرساست.هیچ پدر و مادری نبینه!خدا بهشون صبر بده بر این مصیبت و به خونواده ش و تمام کسایی که دوسش داشتن.اینجاست که توجه به مصائب ابی عبدالله می تونه آدمو نگه داره.

حقیقت

تسلیت میگم خدا رحمتشون کنه و به بازماندگان صبر بده

فرزانه

سميرا جان تسليت ميگم نوشته هات اشكمو درآورد خدا بهتون صبر بده خيلي سخته وحشتناكه

یادها و خاطره ها

سلام بر دانشجوی مملکتمون.مطالب زیبایی تو وبلاگتون نوشتین.تو یه فرصت مناسب میام همه مطالب وبلاگتونو میخونم.من هم یه کلبه فقیرانه ای دارم خوشحال میشم بهمون سربزنین.وبلاگتونو از وبلاگ دیر تش باد آقای شعرانی پیدا کردم.من هم بوشهریم.ممنون

شهبازی

سلام"تسليت ميگم "نهاوندکه نباشی از همه چیز بی اطلاعی .خدا رحمتشون کنه و به شما وهمه ی بازماندگان صبر بده.داغ جوان خیلی سخته

من

خوبه به منم سر بزن

زرینی

سلام.این دل نوشته را با چشمانی اشک آلود خواندیم.تسلیت ما را چذیرا باشید.خداوند به بازماندگان صبر عطا کند.

زمانیان

عرض تسلیت

سمیرا

بنظرم اینکه میگن غم آخرت باشه یا اینکه میگن بقای عمر شما باشه خیلی مسخره ست. و این روزا متاسفانه مجبورم این جملات رو برای تسلیت زیاد بگم. اما فقط میخوام به شما بگم: خواهر خوبم متاسفم. خدا ایشون رو بیامرزه و به شما و پدر و مادرش صبر بده.

ناونی

خدا بیامرزش