خورشید زمستان

از همون روزی که بابات با دل شکسته درخت سیبو نذر موندنت کرد و توی دلش خدا رو قسم داد که تو بیای و بمونی ، از همون روزی که چشمهات به دنیا باز شد منم متولد شدم..شاید تقویم اینو نشون نده اما منم با تو متولد شدم..با نگاه نگران و پر از محبتت..با چشمهایی که وقتی میخندن همه شور و امید دنیا توش پنهانه..و وقتی غم دارن دنیا یه چیزبزرگ کم داره...چشمهایی که دریاست..آینه اس که وقتی شادم همه شادی دنیا رو توش می بنیم و وقتی غصه دارم پر بغض میشه پا به پای من..

نیمه من..خود خود من ...عزیز...رفیق..خواهر...مهربان...خدا رو بابت بودنت همیشه شاکرم و امیدوارم خورشید وجود مهربونت همیشه روشنی بخش دنیای سرد و دلهای یخ زده آدمها باشه هرچند قفس دنیا برای درک بزرگی دل تو خیلی کوچیکه...ولی خدا رو شکر که تو هستی...

در مقابل همه محبتهای بی دریغت امروز برات آرامش،خوشبختی،سعادت،سلامتی و آغوش امن خدا رو آرزو می کنم...

تولدت مبارک نرگس جانم....

/ 2 نظر / 10 بازدید
سهبا

عزيز هميشه دلمي خواهري جانم. آخه من چيكار كنم با اينهمه شرمندگي؟!

خورشيد

تولدشون مبارک عزیز درخشانتون. [گل]