خدا دنیای بی زنجیر آفرید

 

خدا تنها بود.یکی یکی آدمها را آفرید..آدم را و حوا را و فرزندان آنها را...خدا دنیا را پر از آدمها میخواست..دلش زندگی میخواست..شلوغی و همهمه...آدمهای رنگ و وارنگ...و دنیا شلوغ شد و پر از آدمها...خدا دنیا را قشنگ می خواست ..بی زنجیر..بی حصار...

و یکی یکی بنده های خوبش را فرستاد برای آنکه دنیا را قشنگ تر کنند..یکی یکی پیامبرانش آمدند برای راهنمایی..برای هدایت من و تو..برای رسالت..برای زیباتر کردن دنیا..خدا دنیای بی زنجیر می خواست.

از آدم تا خاتم..نوح تا موسی و عیسی...یوسف و ابراهیم و یعقوب و لوط و صالح...همه آمدند تا انسان بودن را معنای دیگری ببخشند تا راه را از چاه بنمایند تا نشانمان دهند آدمیت را...ولی قرار نبود دین هیچگاه زنجیر باشد..

دین راه نجات بود..کشتی رهایی از بند جهالت بود..دین مسیر آزادی را نشان می داد..دین آمده بود تا خدا را نشانمان دهد..تا جاده ای بشود برای پرواز تا آغوش امن خدا..دین چراغ بود نه تاریکی..

و چه زیبا عیسی و موسی و محمد این زیبایی را به تصویر کشیدند...چه زیبا یادمان دادند که خدا منشا همه زیبایی هاست و دین وسیله رهایی از چنگال جهالت..

ای کاش همه چیز همانجور که هزاران سال قبل بود می ماند..ای کاش زیبایی دین با زشتی های سیاست آمیخته نمیشد..ای کاش هر چیزی سرجای خودش بود..ای کاش مردان سیاست متولیان مذهب نمی شدند که مردمی که این طرفی ها و آنطرفی ها را قبول ندارند از دین و همه آنچه وابسته به آن است بیزار شوند.ای کاش همه چیز سرجای خودش می ماند!

روزگاری مدرس قهرمان گفت: سیاست ما عین دیانت ما و دیانت ما عین سیاست ماست..و زیبا میشد اگر همه به اصول و موازین دین پایبند می ماندند و دین همانطور که در زمان محمد (ص) راه رهایی و ریسمان نجات نوع بشر بود برای تک تک مردم ارزش می ماند..ای کاش هیچوقت هیچ جبری چهره دین را مخدوش نمی کرد ای کاش می گذاشتیم هر چیزی سرجای خودش باشد تا لوح پاک و دست نخورده ذهن و اندیشه جوانانمان قشنگ ترین تصویر ممکن را از دین برای خود بسازد و عاشقانه و فارغ از همه اجبارهای ممکن باورش کند و با آغوش باز بپذیردش و فرامینش را آویزه گوش جان کند نه اینکه خستگی سیاسی و اجتماعی اش را ..دلزدگی اش از فلانی و فلانی را دست آویزی برای فرار از دین و فرامینش کند و بخواهد به هر طریق ممکن خود را از هر قید و بندی برهاند و راحت ترین راهش انکار همه آنچه اعتقاد می نامیمش باشد.

تلخ است دیدن تهی شدن و بی اعتقادی و بی خیالی و ولنگاری این روزهای جوانانمان! سخت است دیدن خالی شدن اندیشه و قلب و باورهای نهالهای نورسته ای که تهی بزرگ می شوند و تهی زندگی می کنند و تهی می میرند! کاش میشد کاری کرد..کاش میشد زعمای قوم این درد بی درمان را چاره ای بیندیشند و نگذارند چنین سهل و آسان بنیان های اعتقادی آینده سازانمان دستخوش دعواهای اینوری ها و آن وری ها شود به خاطر منافع دنیا و قدرت طلبی حضرات ...

کاش میشد لوح سفید قلب و روح جوانانمان را جوری بنویسیم که به جای انکار از بیخ و بن ارکان آفرینش و همه باورهایی که از تهی بودن می رهاندشان کمی، فقط کمی زیباییهای دین و مذهب و اندیشه را نشانشان دهیم..کاش متولیان دین در جامعه امروزی زیبا اندیش تر و زیبایی گسترتر بودند تا دیگر جوان ما از خدا و دین تنها یک چهره زشت و ترسناک از ریختن سرب مذاب در حلقوم بی حجابی متصور نبود!

کاش دختر و پسر نوجوان ما دین را تنها در گشت ارشاد و سختگیری های ناظم و مربی پرورشی مدرسه نمی دید و باورش میشد که خالق ، حضرت دوست معشوقی بی همتاست که آفریدگانش را در زنجیر نمی پسندد و خود تاکید موکد برآگاهی و اختیار در انتخاب دارد...

کاش کودکان امروز ما به جای حفظ کردن واژه های تکراری و ملال آور کتابهای بی روح درسی می آموختند که عاشق خدا باشند ..آن وقت نه از ترس نمره انضباط و اخم و تخم ناظم که از سر شوق و عشق نمازخانه مدرسه هایمان پر از فرشته های کوچکی میشد که خدا را می پرستیدند به حق!

کاش همه چیز سرجای خودش بود...

/ 1 نظر / 80 بازدید
معراج

بسم الله الرحمن الرحیم - دعوتید به سایت معراج. شرح طریق معراج بر اساس علم یداللهی عَبْداً مِنْ عِبادِنا آتَیْناهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً بنده ‏اى از بندگان خاص ما كه او را رحمت و لطف خاصى از نزد خود عطا كردیم و هم از نزد خود وى را علم بیاموختیم. (65 الکهف) نوشته های این سایت برگرفته از صحبتهای یکی از اولیاء الله حال حاضرمی باشدو توضیح اینکه از عرفای دوران قدیم و جدید مثل ایشان شاید در هر عصر و دوران یک نفر متولد شود ، ایشان اُمی هستند (یعنی علوم الهی را از مبدا خلقت خود گرفته اند) و علم توحید را بر اساس شفاعت حضرت رسول(ص) و درک معراج حضرت رسول (ص) از حضرت حق هدیه گرفته اند و دارای علم ید اللهی هستند ، علم ایشان از کتاب و استاد نیست و ازشهود حقایق حکایت کرده و مطابق با واقع صحبت می کنند